أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

231

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

و حرا نقل احجار مىنمودند و از مواقعى كه حفر مىكردند سنگهاى بسيار بزرگ كه سى و چهل ( 30 و 40 ) نفر آدم نمىتوانستند حركت دهند بيرون مىآوردند . پس از آنكه اساس قديمى را كه حضرت ابو البشر گذاشته بود پيدا كردند ، به ساختن ديوار مشغول شدند و براى اينكه نشانهء مبدأ طواف باشد حجر الاسود را جبرئيل از جبل ابى قبيس آورده و به محلّ مباركى كه الآن هست گذاشته و محكم نمودند . آن زمان حجر الاسود طورى مضى و درخشان بود كه حدود حرم محترم مكّه را منوّر مىساخت ، بعدها به واسطهء عصيان اهل جاهليّت نور او به سياهى مبدّل گشت . در اين عمارت جليله جبرئيل معمارى مىكرد ، حضرت اسماعيل سنگ و گل مىآورد ، حضرت ابراهيم خليل نيز به خدمت بنّائى مشغول بود . حجر الاسود در وقعهء طوفان نوح به طور امانت به جبل ابى قبيس گذاسشته شده بود ، جبرئيل امين از كوه مزبور گرفته و نزد ابراهيم آورد و به تصوّر اينكه نشانهء مبدأ طواف شود به ديوار ركن شرقى كعبهء معظّمه وضع نمود . اكنون در ذروهء جبل مذكور در مقابل محراب مسجدى كه در آنجا واقع است حجره‌اى هست ، بين الاهالى چنان مشهور است كه هنگام طوفان حجر اسود در آنجا محفوظ بوده است و محلّ مذكور به اين نام زيارت كرده مىشود . و به قول ديگر حضرت ذبيح اللّه موافق حكم و امر پدر خود براى نشانهء مبدأ طواف بودن سنگى پيدا كرده و آورد و حضرت خليل او را نپسنديده به جستجوى يك سنگ ديگر رفت ، در اين اثنا جبل ابى قبيس به زبان آمده و گفت : اى ابراهيم در نزد من براى اينكه به تو داده شود يك سنگ امانتى محفوظ است گمان مىكنم همان سنگى كه تو براى علامت مبدأ طواف تجسّس مىكنى همان امانت كبرى خواهد بود كه در نزد من است . حضرت ابراهيم بدين موجب بشخصه رفته سنگ مذكور را گرفته به محلّى كه تدارك كرده بود گذاشت . چون ديوارهاى ابنيهء مباركهء كعبهء محترمه ارتفاع پيدا كرد احتياج به استعمال نردبان و كرسى ديده شد ، حضرت خليل حجرى پيدا كرده و استعمال نمود ، اين حجر شريف همان سنگى است كه رعله بنت عمرو بن جرهم در بالاى آن [ سر ]